ادینگتون ، این را نیز بخـوبی می دانستـه کـه: ادینگتون ، این را نیز بخـوبی می دانستـه کـه: مصرف غذا در کسی کـه در حال حرکت سریع بیرونی است،کاهش می یابد؛ به همان اندازه که سرعت بیرونی وی افزایش می یابد. و دلیل این هـم روشن اسـت که چرا اشتهای او به غذا کمتر می شود (چون حرکات مِتابولیسم درونی بدن او با افزایش سرعت بیرونی،رو به کاهش مینهند). پس اکنون می فهمیم که شخص درچنین سرعتی ( نزدیک به سرعت نور) ، “ادراکِ” واحدهایی ریزتر از “زمان” را خواهد داشت، که درحالت عادی و طبیعی ، قادر بــه چنین “ادراک” دقیقی نیست. بنابراین، اجزاء بسیار کوچک ” ثانیه “، برای “قوّۀ دَرّاکۀ”(*1*) او گـاه ممکن است به اندازۀ “یک ساعت”، معنی و مفهوم پیدا کند! ادینگتون این مسأله راخوب فهمیده بود؛امّااشتباه اودراین بود که به”ادراک”(حسّی)از اجزاء ریز زمانی، توجّه نداشته و گمان میکرد که این واقعاً خود “زمان” است که برای چنین متحرّکی دچار دگرگونی شده است!! واشتباه بزرگتر وی- مانند (پُل)لانژوَن- این بود که فکر میکرد زمان برای متحرّک سریع السّیر، زودتر سپری میـشود! که درست عکس آن چیزی است که من (=اینشتین) می گویم که : ” کند تر می گذرد”.

فراموشی رمز عبور
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
ثبت نام کاربران
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
نظرات کاربران
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید